در سالهای اخیر، هر زمان سخن از اقتصاد دانشبنیان و توسعه فناوری به میان آمده، سرمایهگذاری خطرپذیر نیز بهعنوان یکی از مهمترین پیشنیازهای رشد نوآوری مورد توجه قرار گرفته است. این توجه، بیتردید اتفاقی مثبت است؛ اما گمان میکنم امروز زمان آن رسیده است که از زاویهای متفاوت به این موضوع نگاه کنیم. پرسش اصلی دیگر این نیست که چگونه منابع مالی بیشتری به استارتاپها تزریق کنیم، بلکه این است که چگونه میتوان زیستبومی ساخت که در آن سرمایه، نوآوری و اعتماد در کنار یکدیگر به خلق ارزش پایدار منجر شوند.
در بسیاری از گفتوگوها، سرمایهگذاری خطرپذیر هنوز به تأمین مالی تقلیل داده میشود؛ در حالی که تجربه اقتصادهای پیشرو نشان میدهد ارزش واقعی این صنعت در انتقال دانش، شبکه ارتباطی، تجربه مدیریتی، راهبری شرکتی و توانایی تبدیل فناوری به کسبوکار است. سرمایهگذار حرفهای تنها سرمایه وارد شرکت نمیکند؛ او در شکلگیری آینده آن شریک میشود. همین تفاوت است که سرمایهگذاری خطرپذیر را از سایر شیوههای تأمین مالی متمایز میکند.
خوشبختانه زیستبوم نوآوری ایران طی یک دهه گذشته رشد چشمگیری را تجربه کرده است. توسعه شرکتهای دانشبنیان، شکلگیری صندوقهای پژوهش و فناوری، گسترش شتابدهندهها، افزایش نقش صندوقهای سرمایهگذاری جسورانه و ورود تدریجی صنایع بزرگ به عرصه نوآوری، همگی نشان میدهد که پایههای این زیستبوم نسبت به گذشته مستحکمتر شده است. این دستاوردها حاصل تلاش هزاران کارآفرین، پژوهشگر، سرمایهگذار، مدیر و سیاستگذاری است که با وجود محدودیتهای فراوان، مسیر توسعه فناوری را دنبال کردهاند.
با این حال، اگر بخواهیم آینده را واقعبینانه ترسیم کنیم، باید بپذیریم که رشد کمی، بهتنهایی تضمینکننده بلوغ یک زیستبوم نیست. امروز بیش از هر زمان دیگری به کیفیت نهادها، انسجام سیاستها و اعتماد میان بازیگران نیاز داریم. تجربه جهانی نشان داده است که هیچ اکوسیستم نوآوری صرفاً با افزایش تعداد استارتاپها یا صندوقهای سرمایهگذاری به موفقیت نرسیده است؛ آنچه تفاوت ایجاد میکند، کیفیت حکمرانی و میزان هماهنگی میان اجزای زیستبوم است.
در ایران نیز مسئله اصلی را باید در همین نقطه جستوجو کرد. هنوز میان دانشگاه و صنعت فاصله وجود دارد؛ سرمایهگذار و کارآفرین در بسیاری از موارد زبان مشترکی برای مدیریت ریسک پیدا نکردهاند؛ سیاستگذار گاه با نگاهی کوتاهمدت تصمیم میگیرد و بازار سرمایه نیز هنوز آن عمق لازم را برای ایفای نقش مؤثر در توسعه سرمایهگذاری خطرپذیر به دست نیاورده است. در چنین شرایطی، طبیعی است که بخشی از ظرفیتهای موجود بهجای آنکه یکدیگر را تقویت کنند، بهصورت جزیرهای عمل کنند.
در سالهای اخیر بارها این پرسش مطرح شده که چرا برخی کشورها توانستهاند در مدت کوتاهی به قطبهای نوآوری جهان تبدیل شوند. پاسخ را نباید تنها در میزان سرمایهگذاری یا حمایت دولت جستوجو کرد. آنچه در تجربه کشورهایی مانند ایالاتمتحده، اسرائیل، سنگاپور و کره جنوبی مشترک است، وجود نهادهایی است که توانستهاند میان سرمایه، علم، صنعت و بازار پیوندی پایدار ایجاد کنند. دولت در این کشورها نقش تسهیلگر داشته، بخش خصوصی موتور اصلی سرمایهگذاری بوده و دانشگاهها نیز به بازیگری فعال در توسعه اقتصادی تبدیل شدهاند. شاید مهمترین درس این تجربهها آن باشد که نوآوری را نمیتوان با دستور ایجاد کرد؛ باید محیطی فراهم ساخت که نوآوری در آن مجال رشد پیدا کند.
البته زیستبوم ایران ویژگیهای خاص خود را دارد و نمیتوان نسخه کشورهای دیگر را بدون توجه به واقعیتهای داخلی اجرا کرد. اقتصاد ایران با چالشهایی مانند نوسانات اقتصاد کلان، محدودیتهای مالی بینالمللی، کوچک بودن بازار خروج، دشواری جذب سرمایه خارجی و تغییرات مکرر برخی مقررات مواجه است. این واقعیتها، هزینه تصمیمگیری بلندمدت را افزایش میدهد و سرمایهگذار را محتاطتر میکند. از همین رو، مهمترین نیاز امروز، افزایش پیشبینیپذیری و ثبات در محیط کسبوکار است؛ زیرا سرمایه بیش از هر چیز، به اعتماد و اطمینان پاسخ میدهد.
در کنار این چالشها، نباید از فرصتهای پیشرو نیز غافل شد. ایران از سرمایه انسانی توانمند، دانشگاههای معتبر، جامعه جوان و ظرفیتهای علمی درخور توجهی برخوردار است. در بسیاری از حوزههای فناورانه، از هوش مصنوعی و سلامت دیجیتال گرفته تا فناوریهای صنعتی، انرژی، کشاورزی و امنیت سایبری، امکان خلق ارزش و توسعه کسبوکارهای رقابتپذیر وجود دارد. بهرهگیری از این ظرفیتها مستلزم آن است که سرمایهگذاری خطرپذیر نیز همگام با تحولات جهانی، به سمت فناوریهای عمیق، نوآوریهای صنعتی و پروژههای بلندمدت حرکت کند.
در این میان، نقش انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر ایران میتواند فراتر از یک تشکل صنفی باشد. انجمن این ظرفیت را دارد که به مرجع گفتوگوی تخصصی میان دولت، بخش خصوصی، دانشگاهها، نهادهای مالی و کارآفرینان تبدیل شود؛ نهادی که ضمن دفاع از منافع حرفهای اعضا، در ارتقای استانداردهای سرمایهگذاری، ارائه پیشنهادهای سیاستی، توسعه آموزشهای تخصصی، انتشار گزارشهای تحلیلی و تقویت ارتباطات بینالمللی نیز نقشآفرین باشد. هرچه این نقش تقویت شود، صدای زیستبوم نوآوری در فرآیند تصمیمسازی کشور نیز رساتر خواهد شد.
به باور من، اکنون زمان آن رسیده است که از نگاه پروژهمحور فاصله بگیریم و به نهادسازی بیندیشیم. تجربه نشان داده است که پروژهها آغاز و پایان دارند، اما نهادهای کارآمد میتوانند دههها منشأ خلق ارزش باشند. اگر بتوانیم قواعدی شفاف، پیشبینیپذیر و مبتنی بر اعتماد ایجاد کنیم، سرمایهگذاری خطرپذیر نیز بهطور طبیعی مسیر رشد خود را پیدا خواهد کرد.
اقتصاد آینده، اقتصادی خواهد بود که در آن سرمایه تنها به دنبال بازده مالی نباشد، بلکه در پی خلق ارزش بلندمدت، توسعه فناوری و حل مسائل واقعی جامعه نیز باشد. این نگاه، مسئولیت سرمایهگذاران، سیاستگذاران، دانشگاهها و کارآفرینان را سنگینتر میکند. هر یک از ما، در هر جایگاهی که هستیم، بخشی از مسئولیت ساختن این آینده را بر عهده داریم.
اگر دهه گذشته را بتوان دهه شکلگیری زیستبوم نوآوری ایران نامید، بیتردید دهه پیشرو دهه بلوغ آن خواهد بود؛ دههای که موفقیت آن نه با تعداد شرکتهای نوپا، بلکه با کیفیت نهادهای پشتیبان، میزان اعتماد میان بازیگران و توانایی تبدیل دانش به ارزش اقتصادی سنجیده خواهد شد.
سرمایهگذاری خطرپذیر، در نهایت، بیش از آنکه درباره پول باشد، درباره اعتماد است؛ اعتماد به انسان، به ایده، به آینده و به توانایی جامعه برای خلق ارزش. هر اندازه بتوانیم این سرمایه نامرئی را تقویت کنیم، مسیر توسعه اقتصادی نیز هموارتر خواهد شد.
شاید مهمترین مسئولیت همه ما در این مقطع، ساختن همین اعتماد باشد؛ اعتمادی که بتواند میان دانشگاه و صنعت، میان کارآفرین و سرمایهگذار، میان دولت و بخش خصوصی و در نهایت، میان امروز و آینده ایران پلی پایدار ایجاد کند. آینده اقتصاد نوآوری، پیش از آنکه در ترازنامه صندوقهای سرمایهگذاری نوشته شود، در کیفیت همین اعتماد شکل میگیرد.


بدون دیدگاه