تأسیس صندوق بذری
دیگران کاشتند و ما خوردیم ما بکاریم و دیگران بخورند
روزها و لحظاتی که میگذرانیم، جای توصیف ندارد و از ذکر تعاریف مکرر آنچه بودهایم و خواهیم ساخت، صرفنظر میکنم؛ از داستان دراماتیک اکوسیستم نوآوری ایران طی دو دهه اخیر، شامل توسعه شرکتهای دانشبنیان، شکلگیری مراکز نوآوری، شتابدهندهها، پارکهای علم و فناوری و صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر، اما آنچه بهوضوح همگان آهسته فریاد میزنند و برای آیندگان بیش از مدیران کوتاهمدت حال حاضر اهمیت دارد، کمبود شدید منابع تولید فناوری و نوآوری در سرچشمه است؛ آنجا که عموم فعالان به آن اذعان دارند ولی انگار توان یا انگیزهای برای اقدام عملی در این زمینه ندارند. ما همگی ترجیح میدهیم سرمایهگذاریهایی انجام دهیم که صورتهای مالی تراز و قابلدفاع در همان سال اول و دوم تولید کند، حتی اگر این سرمایهگذاریها در راستای رسالت اصلی سازمانهایمان نباشد. شکاف عمیق سرمایهگذاری در مرحله اولیه کسبوکارهای نوآفرین موجب میشود بخش قابلتوجهی از فناوریهای دانشگاهی و ایدههای نوآورانه هرگز فرصت ورود به بازار را پیدا نکنند. در بسیاری از کشورهای پیشرو، صندوقهای بذری برای رفع همین خلأ طراحی شدهاند و بهعنوان نخستین حلقه سرمایهگذاری حرفهای، مسیر ورود شرکتها به مراحل بعدی جذب سرمایه را هموار میکنند.
در این یادداشت قصد دارم ضمن تبیین جایگاه صندوقهای بذری در زنجیره تأمین مالی نوآوری، دلایل ضرورت ایجاد این صندوقها در ایران را بررسی کرده و با مرور تجارب بینالمللی، مجموعهای از اقدامات پیشنهادی برای دولت، صندوقهای توسعهای، دانشگاهها، سرمایهگذاران خطرپذیر و صنایع بزرگ ارائه کنم.
امروزه اقتصادهای مبتنی بر نوآوری بیش از هر زمان دیگری به سرمایهگذاری جسورانه وابسته هستند. تجربه کشورهایی نظیر ایالاتمتحده، رژیم صهیونیستی، کره جنوبی و سنگاپور نشان میدهد که توسعه شرکتهای فناور بدون وجود نظام تأمین مالی مرحلهای که همچون «دو امدادی» عمل کند، امکانپذیر نیست.
در ایران نیز طی سالهای اخیر، سرمایهگذاری خطرپذیر مورد توجه بوده است؛ اما نه به اندازهای که بتواند سهم درخوری در اقتصاد کشور داشته باشد. بهعلاوه، تمرکز اغلب صندوقها بر شرکتهایی است که به سطح مشخصی از بلوغ، فروش یا درآمد رسیدهاند. این رویکرد اگرچه از منظر مدیریت ریسک قابل درک است، اما همانطور که اشاره شد، موجب ایجاد خلأ در نخستین مرحله چرخه عمر استارتاپها شده است.
در نتیجه، بسیاری از ایدههای ارزشمند، فناوریهای دانشگاهی و پروژههای تحقیقاتی پیش از رسیدن به بازار متوقف میشوند. این وضعیت نهتنها موجب هدررفت سرمایههای انسانی و پژوهشی کشور میشود، بلکه کیفیت جریان پروژههای قابلسرمایهگذاری را نیز برای صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر کاهش میدهد.
چرا اصرار داریم تأسیس صندوق بذری در این دوره زمانی از نان شب واجبتر است؟
تأسیس صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی، بهواسطه حمایتهای ذیل قانون جهش تولید پس از دوره رشد اولیه اکوسیستم، منجر به این شد که منابع مناسبی وارد چرخه تأمین مالی نوآوری کشور شود و همین امر امیدهای فعالان این عرصه را زنده کرد؛ اما آنچه بهمرور نگرانیهایی ایجاد کرد، معیارهای محافظهکارانه این صندوقها در انتخاب موردهای سرمایهگذاری بود؛ معیارهایی چون اینکه اولاً شرکت موردنظر باید شخصیت حقوقی داشته باشد، آن هم شرکتهای بالغ، دارای سابقه فروش، گواهی دانشبنیان؛ حال آنکه تولیدکننده بسیاری از فناوریها، هستههای مستقر در دانشگاهها، شتابدهندهها و پژوهشکدههایی هستند که منطقاً تبدیل به شرکت هم نشدهاند.
اینجاست که ضرورت شکلگیری «صندوق بذری»، بهعنوان نهادی تخصصی برای سرمایهگذاری در نخستین مراحل شکلگیری کسبوکارهای نوآور خود میکند و اتفاقاً این صندوقها ماهیتاً در زمانی وارد سرمایهگذاری میشوند که محصول اولیه هنوز در حال توسعه بوده، تیم مدیریتی در حال تکمیل است و شرکت هنوز به درآمد پایدار نرسیده است. به عبارت بهتر، باغ پرثمر صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی، نیاز به نهالستانی دارد که این روزها چراغهایش خاموش است و صاحبان این باغ اگر میخواهند توسعه و آیندهای برای صنعتشان ترسیم کنند، لاجرم باید نیمنگاهی به رونق نهالستانهای ذیربط خود هم داشته باشند. از طرف دیگر، صندوق بذری با سرمایهگذاران نیکاندیش و شتابدهندهها هم تفاوتهایی دارد. برخلاف سرمایهگذاران فرشته که عمدتاً مبتنی بر تصمیمات فردی فعالیت میکنند، صندوقهای بذری دارای ساختار حقوقی، فرآیند ارزیابی، نظام حاکمیت شرکتی و مدیریت حرفهای سرمایه هستند. همچنین برخلاف شتابدهندهها که بیشتر بر آموزش و توانمندسازی تمرکز دارند، صندوقهای بذری سرمایه واقعی برای توسعه محصول، اعتبارسنجی بازار و تکمیل تیم مدیریتی فراهم میکنند. گو اینکه این نهادها میتوانند همزیستی مسالمتآمیز و «برد-برد» برای خود تعریف کنند و بهعنوان مثال، نیکاندیشان و شتابدهندهها هم میتوانند در شکلگیری و راهبری پس از تأسیس این صندوق، مشارکت و نقش کلیدی داشته باشند.
با این توضیحات، میتوان این موارد را بهعنوان خلاصه چرایی تشکیل صندوق بذری در ایران یاد کرد:
۱. پر کردن شکاف تأمین مالی
بزرگترین مانع رشد شرکتهای فناور در ایران، کمبود سرمایه در مراحل اولیه است. بسیاری از تیمهای دانشگاهی، پژوهشگران و کارآفرینان برای توسعه نمونه اولیه محصول، انجام آزمونهای فنی یا ورود اولیه به بازار به منابع مالی محدودی نیاز دارند، اما همین سرمایه اندک نیز بهسختی تأمین میشود. صندوقهای بذری دقیقاً برای رفع این خلأ طراحی شدهاند.
۲. افزایش کیفیت تیمهای ورودی و شاید کاهش ریسک سرمایهگذاری صندوقهای VC و CVC
بسیاری از صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر از کمبود پروژههای آماده سرمایهگذاری گلایه دارند، درحالیکه مشکل اصلی کمبود ایده نیست، بلکه نبود فرآیند بلوغ کسبوکارهاست. صندوقهای بذری با سرمایهگذاری اولیه و تعریف همکاریهای هدفمند با شتابدهندهها، VC ها و CVC ها، شرکتها را به سطحی میرسانند که قابلیت جذب سرمایههای بزرگتر را پیدا کنند. در نتیجه، صندوقهای VC و CVC با پروژههای کمریسکتر و باکیفیتتری مواجه خواهند شد. به بیان دیگر، شاید سرمایهگذاری VC ها و CVC ها در شرکتهای بالغ ریسک کمتری در کوتاهمدت متوجه آنها کند، اما اولاً به همان نسبت احتمال رشد انفجاری را هم کمتر دارند. بهعلاوه، سرمایهگذاری در مراحل اولیه اگرچه پرریسک است، اما مدیریت حرفهای این مرحله باعث کاهش ریسک سرمایهگذاریهای بعدی خواهد شد. به همین دلیل در اغلب اکوسیستمهای موفق، صندوقهای بذری نقش مکمل صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر را ایفا میکنند؛ و دوماً اگر روزی سرچشمه بهطور کامل خشک شود، فرصتی برای همان ریسک محدود هم نخواهد بود.
۳. تجاریسازی پژوهشهای دانشگاهی
سالانه هزاران پایاننامه، اختراع و فناوری در دانشگاههای کشور تولید میشود، اما بخش بسیار کوچکی از آنها به بازار راه پیدا میکنند. دلیل اصلی این موضوع، نبود سرمایه لازم برای عبور از مراحل اولیه توسعه فناوری و صدالبته نبود ارتباط صحیح و دقیق بین صنعت و دانشگاه است. صندوقهای بذری میتوانند پلی میان دانشگاه و صنعت ایجاد کرده و نرخ تجاریسازی فناوری را افزایش دهند، بهگونهای که هم تعریف رسالههای دانشگاهی هدفمند باشد و هم فرصت ادامه فرآیند تجاریسازی این پروژهها فراهم شود.
۴. جلوگیری از مهاجرت فناوری و سرمایه انسانی
بسیاری از تیمهای فناور به دلیل نبود سرمایه اولیه، فعالیت خود را در کشورهای دیگر ادامه میدهند یا فناوری خود را به سرمایهگذاران خارجی واگذار میکنند.
بررسی تجربه کشورهای موفق؛ چرخ را دوباره اختراع نمیکنیم
تجربه جهانی نشان میدهد تقریباً تمامی اکوسیستمهای موفق نوآوری، توسعه صندوقهای بذری را از اولویتهای سیاستی خود قرار دادهاند.
در اسرائیل، «برنامه یوزما» با مشارکت دولت و بخش خصوصی، سرمایهگذاری اولیه در شرکتهای فناور را تسهیل کرد و زمینه شکلگیری یکی از موفقترین اکوسیستمهای استارتاپی جهان را فراهم آورد.
در سنگاپور، دولت از طریق مدل «همسرمایهگذاری، بخشی از ریسک سرمایهگذاریهای اولیه را پذیرفت و سرمایهگذاران خصوصی را به ورود به این حوزه تشویق کرد.
در انگلستان نیز معافیتهای مالیاتی برای سرمایهگذاران اولیه، موجب افزایش قابلتوجه سرمایهگذاری در استارتاپهای نوپا شده است.
نقطه مشترک تمامی این تجارب، مشارکت فعال دولت در کاهش ریسک مراحل اولیه سرمایهگذاری و واگذاری مدیریت صندوقها به بخش خصوصی بوده است.
موانع ایجاد صندوقهای بذری در ایران
اگرچه ظرفیتهای مناسبی برای شکلگیری صندوقهای بذری در کشور وجود دارد، اما موانعی نیز مشاهده میشود:
• • کوتاه بودن دوره مدیریت تصمیمسازان و تصمیمگیران بخش خصوصی و دولتی؛
• نبود چارچوب حقوقی اختصاصی برای صندوقهای بذری؛
• کمبود سرمایهگذاران نهادی علاقهمند به مراحل اولیه؛
• نبود مشوقهای مالیاتی؛
• •ضعف بازار خروج؛
• محدودیت سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ در نوآوری؛
• فرهنگ پایین پذیرش ریسک.
رفع این موانع مستلزم همکاری همزمان دولت، نهادهای مالی و بخش خصوصی است.
اقدامات مورد انتظار از ذینفعان
دولت: دولت باید نقش تسهیلگر داشته باشد، نه سرمایهگذار مستقیم. مهمترین اقدامات شامل طراحی سازوکارهای همسرمایهگذاری، ارائه مشوقهای مالیاتی، کاهش ریسک سرمایهگذاری اولیه و تدوین مقررات اختصاصی برای صندوقهای بذری است.
صندوق نوآوری و شکوفایی و سایر نهادهای توسعهای: این نهادها میتوانند با ایفای نقش «صندوق صندوقها» ، بخشی از سرمایه موردنیاز صندوقهای بذری را تأمین کرده و از شکلگیری مدیران حرفهای صندوق حمایت کنند.
دانشگاهها: دانشگاهها باید از تولید مقالهمحوری فاصله گرفته و توسعه شرکتهای فناور را بهعنوان یکی از مأموریتهای اصلی خود دنبال کنند. ایجاد دفاتر انتقال فناوری، شناسایی پروژههای مستعد و مشارکت در صندوقهای بذری از جمله اقدامات ضروری است. علاوه بر این، تشویق نهادهای مالی ذیل دانشگاهها جهت مشارکت در این صندوق نیز میتواند راهگشا باشد.
پارکهای علم و فناوری و شتابدهندهها: این نهادها میتوانند با شناسایی تیمهای مستعد، ارائه خدمات منتورینگ، اعتبارسنجی فناوری و آمادهسازی شرکتها برای جذب سرمایه، نقش مهمی در موفقیت صندوق بذری ایفا کنند.
صندوقهای سرمایهگذاری VC و CVC ها
صندوقهای VC و CVC بهجای رقابت با صندوقهای بذری، باید آنها را مکمل فعالیت خود بدانند. مشارکت در تأسیس صندوقهای بذری، انتقال تجربه مدیریتی و طراحی مسیر سرمایهگذاری مرحلهای میتواند کیفیت سرمایهگذاریهای آینده را افزایش دهد.
مدل پیشنهادی برای ایران
مدل مناسب برای ایران میتواند بر پایه مشارکت دولت، صندوق نوآوری و شکوفایی، سرمایهگذاران خصوصی و صنایع بزرگ طراحی شود. در این مدل، دولت نقش کاهشدهنده ریسک را ایفا میکند، مدیریت صندوق به بخش خصوصی سپرده میشود و منابع مالی از چندین سرمایهگذار تأمین میشود. این ساختار ضمن حفظ استقلال مدیریتی، انگیزه لازم برای جذب سرمایه خصوصی را نیز فراهم میکند.
صندوقهای بذری صرفاً یک ابزار مالی نیستند، بلکه زیرساختی برای توسعه اقتصاد دانشبنیان محسوب میشوند. بدون وجود این صندوقها، بخش قابلتوجهی از ایدههای نوآورانه پیش از رسیدن به بازار از بین میروند و صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر نیز با کمبود پروژههای سرمایهپذیر مواجه خواهند شد.
توسعه صندوقهای بذری مستلزم همکاری هماهنگ دولت، نهادهای توسعهای، دانشگاهها، سرمایهگذاران خصوصی و صنایع بزرگ است. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد هرگاه این همکاری شکل گرفته، نرخ شکلگیری شرکتهای فناور، جذب سرمایه، اشتغال دانشبنیان و رشد اقتصادی نیز بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است.
اکنون که اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به نوآوری، بهرهوری و توسعه فناوری نیاز دارد، ایجاد صندوقهای بذری باید بهعنوان یکی از اولویتهای سیاستگذاری در حوزه سرمایهگذاری خطرپذیر مورد توجه قرار گیرد.
محسن صدری
عضو هیئترئیسه انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر کشور



بدون دیدگاه