برای جستجو دکمه اینتر را بزنید

مارا دنبال کنید:
دسته‌ها
بلاگ

استارتاپ ها به کمک های مالی دولت ها در دوران فراگیری کووید-19 نیاز دارند

رشد بالای استارتاپ ها در سال های اخیر بسیارخیره کننده بوده و می توان اظهار داشت که آنها عملکرد بسیار موفقی را تجربه کرده و شیوه زندگی انسان ها را تغییر داده اند. YouTube, WhatsApp, Uber, Airbnb همگی استارتاپ هایی هستند که تصور زندگی کردن بدون آنها دشوار به نظر می رسد.

دولت های زیادی در سرتاسر جهان در حال ارائه کمک به بنگاههای کوچک و متوسط(SME) می باشند.  اما این موضوع برای استارتاپ ها چه مفهومی می تواند داشته باشد؟ آیا استارتاپ ها نیز به مانند SME ها واجد دریافت کمک خواهند بود؟ در صورت دریافت کمک، آیا این کمک ها به اندازه کافی خواهند بود تا آنها را از بحران کنونی نجات دهد؟

بدون تردید می توان گفت که در دوره دشواری به سر می بریم و بحران ویروس کرونا چالشی منحصر به فرد و فراگیر بوده است. اثرات این اپیدمی به هر بخش اقتصادی در هر جای دنیا سرایت کرده و می توان گفت شرایط موجود به مثابه شرایط جنگ می باشد.

اثرات اپیدمی کرونا بر اقتصاد همچنان بطور کامل روشن نشده و موارد ناشناخته فراوانی در این خصوص وجود دارد. به خصوص اینکه زمان پایان یافتن آن مشخص نبوده و بسیاری از کسب و کارها بطور موقت تعطیل شده و بیکاری در حال افزایش است.

دولت های زیادی در سرتاسر جهان در حال ارائه حمایت های مالی به SMEها می باشند. اما در بین SMEها گروهی از بنگاهها وجود دارند که آسیب پذیر تر بوده در حالی که فعالیت این گروه از بنگاهها به منظور رشد اقتصادی و پیشرفت از طریق نوآوری و ایجاد شغل بسیار ضروری است. این گروه همان استارتاپ ها می باشند. استارتاپ ها نیاز فوری به حمایت های مالی دولت ها دارند اما در بسیاری از موارد به نظر می رسد کمک های دولتی شامل حال آنها نخواهد شد.

در تعریف، استارتاپ شرکتی است که هنوز از مرحله زیان دهی عبور نکرده و اگرچه که ممکن است تعدادی مشتری و مقداری درآمد داشته باشد، اما این مقدار درآمد برای پوشش هزینه ها کافی نبوده و نیاز دارند تا به سرعت رشد کند. برای مثال، شرکت آمازون در سال 1994 با هدف فروش اینترنتی کتاب تأسیس شد و برای یک دهه زیان ده بود. استارتاپ هایی که در سال 2019 افزایش سرمایه داشته اند ممکن است بتوانند هزینه های خود را تعدیل کنند و با مدیریت نقدینگی، از بحران کنونی عبور کنند. اما مشکل اصلی در مورد آن دسته از استارتاپ هایی است که به دنبال جذب سرمایه در ابتدا و اواسط سال 2020 بودند. برای این دسته از استارتاپ ها چه اتفاقی رخ خواهد داد؟

متاسفانه باید گفت که این اتفاق، پایان بازی برای این استارتاپ ها ،افراد شاغل در آنها ، نوآوری ای که قرار بود توسعه یابد، مشتریان حال و آینده و جامعه ای که آن استارتاپ در آنجا تاسیس شده بود، می باشد.

منابع مالی ای که استارتاپ ها تا قبل از فراگیری کووید-19 به آن تکیه داشتند از چه محلی بوده است؟ دو منبع مالی اصلی استارتاپ ها شامل سرمایه گذاران حقیقی و سرمایه گذاران خطر پذیر می باشند. افراد حقیقی، کسانی هستند که در مراحل اولیه کسب و کار سرمایه گذاری می کنند. میزان سرمایه انها کم بوده اما تعداد زیادی از این افراد در سرتاسر جهان وجود دارند و از اینکه در کدام حوزه باید سرمایه گذاری صورت پذیرد مطلع می باشند. برخی از مطالعات، میزان سرمایه گذاری توسط افراد حقیقی را سه برابر سرمایه گذاری سرمایه گذاران خطر پذیر برآورد کرده اند.

در شرایط بحران کنونی، سرمایه گذاران حقیقی چگونه واکنش نشان می دهند؟

به منظور پاسخ به این سوال، ابتدا باید به واکنش انها به بحران قبلی نگاهی بیاندازم. بین سال های 2009 تا 2012 ، رشد شگفت انگیز در تعداد سرمایه گذاران حقیقی، به خصوص در اروپا را شاهد هستیم. افراد ثروتمند نمی دانستند پول خود را در کجا سرمایه گذاری کنند. بازارهای سهام فروپاشیده بود، بازار املاک و مستغلات پر از دارایی های سمی بود، بازار اوراق دولتی که همیشه امن به نظر می رسید، پر ریسک شده بود. سرمایه گذاری در زمان بحران، در استارتاپ هایی که در مراحل اولیه خود به سر می برند، گزینه بسیاری جذابی برای سرمایه گذاران حقیقی است . دلیل نخست آنکه، ارزش آنها بسیار پایین است. پیش بینی آینده منفی بوده و برنامه مالی بسیار کم هزینه می باشد. دوم، تیم های خوب آماده سختکوشی می باشند، چرا که این تنها شانس آنها بوده و فرصت شغلی دیگری در بازار وجود ندارد. سوم، در زمان های خوب، پول کالایی در دسترس بوده و صاحبان آن، به سادگی حاضر به هزینه آن می باشند، اما در زمان بحران، صاحبان سرمایه به دقت و به سختی پول خود را خرج می کنند.

چهارم، به عنوان سرمایه گذار حقیقی، شما می توانید در روند تکامل یک استارتاپ و شکل دهی آینده آن نقش فعال داشته باشید در حالی که این شرایط زمانی که در حوزه های دیگر مانند اوراق دولتی سرمایه گذاری می کنید وجود ندارد .

در حالی که دلایل متعددی وجود دارد که باعث می شوند در خصوص سرمایه گذاران حقیقی خوشبین باشیم، اما باید گفت که در شرایط کنونی انتظار می رود فعالیت آنها کاهش داشته باشد. چرا که این سرمایه گذاران خود صاحب کسب و کار بوده و نیاز دارند تمرکز خود را در حوزه فعالیت خود حفظ کنند .

دو دلیل برای کاهش میزان سرمایه گذاری انجام شده توسط سرمایه گذاران خطرپذیر

نخست، بسیاری از آنها، در واقع سرمایه گذار خطرپذیر واقعی نیستند. تامین مالی توسط سرمایه گذاران خطر پذیر دارای ظرفیتی است که بستگی به استراتژی سرمایه گذاری آنها دارد. اگر یک برنامه سرمایه گذاری 10 میلیون یورویی در 10 استارتاپ وجود داشته باشد (مجموعا 100 میلیون یورو)، کل هزینه ای که سرمایه گذر خطر پذیر متقبل خواهد شد در حدود 120 میلیون یورو خواهد بود ( 20 میلیون برای هزینه های جانبی). برای این منظور، سرمایه گذاران خطر پذیر می بایست استارتاپ های جوان را شناسایی و تحلیل کرده و بعد از مذاکره با آنها، یک قرارداد منعقد کنند. بعد از انعقاد قرارداد، سرمایه گذار خطر پذیر عضو هیئت مدیره آن استارتاپ شده و بر روند تکامل آن نظارت خواهد کرد.

در شرایط رونق بازار همه افراد تبدیل به سرمایه گذار خطرپذیر خواهند شد چراکه سرمایه گذاری در یک استارتاپ آسان می باشد. در سوی دیگر ماجرا،  قراردادهای سرمایه گذاران خطر پذیر تازه کار بسیار پر هزینه بوده  و زمانی که بحران فرا می رسد، این سرمایه گذاران ناگهان ناپدید می شوند، چرا که بسیاری از شرکت هایی که سرمایه گذاران خطرپذیر تازه کار در آنها سرمایه گذاری کرده اند در حال زیان هستند. آنها قادر به جذب سرمایه جدید در آینده نخواهند بود چراکه سابقه چندان روشنی ندارند.

اثر دوم بحران، کاهش ارزش بنگاه‌ها می باشد. بخشی از آن به دلیل انتظارات منفی حاکم بر اقتصاد است. علاوه بر این، در چنین شرایطی، تنها تعداد کمی سرمایه گذار خطرپذیر وجود دارند که به دنبال انعقاد قرارداد جدید می باشند و سرمایه گذاران خطرپذیر تازه کار نیز ناپدید شده اند. نتیجه این می شود که سرمایه گذاری کمتری نیز صورت می گیرد و تعداد کمتری از استارتاپ ها موفق به جذب سرمایه از سوی سرمایه گذاران خطرپذیر می شوند.

در حال حاضر در بازار سرمایه گذاران خطر پذیر اروپا چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟

از اواسط ماه مارس که شرایط اروپا به واسطه فراگیری کووید-19 بحرانی اعلام شد، برخی از سرمایه گذاران خطر پذیر از طرق مختلف فرایند تزریق سرمایه به استارتاپ ها را حفظ کردند چراکه معتقد بودند علت بحران، ناکارآمدی استارتاپ ها نیست. برخی ها نیز فعالیت خود را متوقف کرده اند و برخی دیگر نیز به دنبال کسب منفعت از شرایط نابسامان بازار از طریق اعمال فشار برای کاهش ارزش استارتاپ ها می باشند.

سرمایه گذاران خطرپذیر برتر نیز بر شرکت هایی که قبلا در آن سرمایه گذاری انجام داده اند متمرکز بوده و بسیاری از این شرکت ها در حال جذب سرمایه به منظور حفظ نرخ رشد خود می باشند. در این راستا، لازم است تا سرمایه گذاران خطرپذیر از طریق بازنگری در برنامه مالی استارتاپ هایی که در آنها سرمایه گذاری انجام داده اند، به کمک آنها بشتابند چراکه آینده بسیار نامطمئن بوده و نجات استارتاپ ها بسیاری ضروری است.

کمک های مالی و تامین مالی از سوی سرمایه گذاران خطرپذیر منابع در دسترس به منظور حمایت از استارتاپ ها در سال های اولیه فعالیت آنها می باشند. اما در زمان بحران، بسیاری از منابع در دسترس نبوده و استارتاپ ها نیاز دارند تا از سوی اسپانسرها و کمک های دولتی مورد حمایت قرار گیرند. به همین دلیل، منطقی است که معتقد باشیم کمکهای دولتی صرفا برای SME ها نبوده و اگر ملاک حمایت مالی، وجود تراز نامه قوی و درآمد پایدار باشد، استارتاپ ها از کمک های مالی دولتی محروم خواهند شد. این اتفاق ممکن است شرایط اقتصاد را حادتر کند چراکه مشاغل زیادی از دست خواهند رفت و از  نوآوری هایی که در فرایند ریکاوری اقتصاد کمک رسان ما خواهند بود، محروم خواهیم شد. استارتاپ ها به مثابه کودکان یک خانواده می باشند که نیاز به کمک فوری دارند.

دو راه حل برای دولت‌ها جهت حمایت از استارتاپ‌ها:

نخست، استارتاپ ها نیاز به کمک های دولتی دارند. واضح است که شرکت هایی که در حال زیان هستند، باید به خطوط اعتباری ای که توسط دولت ها در کشورهای مختلف ارائه می شود، دسترسی داشته باشند.

دوم، لازم است تا منابع مالی به سرعت به دست استارتاپ ها برسد. اگر فرایند تامین مالی از سوی موسسات مالی سنتی که درکی از نحوه تامین مالی استارتاپ ها ندارند، صورت پذیرد، زمانی زیادی را از دست خواهیم داد.

کمک های مالی دولت به استارتاپ ها باید از طریق سرمایه گذاران خطرپذیر، شتاب دهنده ها و سرمایه گذاران حقیقی صورت گیرد. چراکه آنها درک صحیحی از استارتاپ ها داشته و سرعت عمل بیشتری نیز دارند. بانک ها توان انجام این کار را نداشته و زمانی برای از دست دادن نیز وجود ندارد. ابزار مورد استفاده برای دولت ها به منظور حمایت از استارتاپ ها ، می تواند بدهی قابل تبدیل باشد تا در صورت موفقیت و افزایش سرمایه استارتاپ، بازده خوبی نصیب دولت شود. برای مثال در خصوص سرمایه گذاران خطر پذیر، صرفا یک سرمایه گذاری مناسب می تواند کل پول سرمایه گذاری شده در 10 شرکت را بازگرداند و به همین دلیل منطقی است که دولت نیز انتظار داشته باشد تا بازده خوبی از این طریق کسب کند و این کمک دولت می تواند منجر به بهبود و تغییر زندگی انسان ها در شرایط کنونی شود.